ادامه مطلب...

به نقل ازشهید احمد کاظمی
آشنایی ما با آقا مهدی در اواخر عملیات طریقالقدس و قبل از عملیات فتحالمبین و تشکیل تیپ نجف اشرف، توسط شهید حسن باقری صورت گرفت. یک روز بعد از آشنایی به منطقه عملیاتی فتحالمبین رفتیم. ما فارسیزبان بودیم ایشان ترکیزبان و بهطور شایستهای برای هم جا نیفتاده بودیم.
«مهدی» میگفت: اگر میخواهی شهید شوی خیلی خوب است ولی اگر میخواهی از سختیها راحت شوی، هیچ ارزشی ندارد. اگر من خودم به جای ایشان بودم واقعا تحمل این تنهایی و غریبی را نداشتم و نمیتوانستم مانند وی این غربت را تحمل کنم و در اینجا بود که احساس کردم که آقا مهدی فرد با تحملی است
ادامه مطلب...
ایکنا: مراسم بیست و ششمین سالگرد شهادت سردار سرلشکر پاسدار شهید حاج حسین خرازی روز پنجشنبه ۱۰ اسفندماه ساعت ۱۵ در خیمه حسینی گلستان شهدا برگزار می شود.
مراسم بیست و ششمین سالگرد شهادت سردار سرلشکر پاسدار شهید حاج حسین خرازی روز پنجشنبه ۱۰ اسفندماه ساعت ۱۵ در خیمه حسینی گلستان شهدا برگزار می شود.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان اصفهان با صدور اطلاعیه ای از مردم شهید پرور استان اصفهان برای حضور پر شور در مراسم بیست و ششمین سالگرد شهادت سردار سرلشگر پاسدار شهید حاج حسین خرازی و همچنین گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر دوران دفاع مقدس دعوت به عمل آورد.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است:
دلیرمردان عرصه گاه عشق و معنویت با الهام از حرکت عاشورایی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و پیروی از فرامین ولایت فقیه، نور شهادت و عطر معنویت را با نثار خون خود پراکنده نمودند تا پرچم نهضت محمدی (ص) و انقلاب حسینی بر فراز این مرز و بوم برافراشته شود و با خون واژه های پاک خود، زیباترین سرود سرخ عشق و جاودانگی را در تاریخ رقم زدند و مایه سربلندی اسلام و ایران عزیز گردیدند.
اسفندماه هر سال یادآور شهادت بزرگ مرد تاریخ جنگ و اسوه سربداران سردار سرلشگر پاسدار شهید حاج حسین خرازی می باشد ابرمردی که حماسه آفرینی ها و تواضع بسیجی گونه و چهره بشاش و نورانی اش زبانزد عام و خاص است.
ازسایت امتداد
بقلم سمیه مهربان جاهد
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
انقلاب ما انفجار نور بود بر ظلمت و تاریکی
یادشهدای انقلاب اسلامی گرامی باد



به مناسبت فرارسیدن ماه ربیع الاول تصمیم به زیارت خانواده محترم شهدا گرفتیم که اول قرارشد به سراغ خانواده سردار شهید حاج حسین خرازی فرمانده لشکرامام حسین علیه السلام بریم . اینم گزارش تصویری از این بازدید.درتصویر مادر شهید خرازی و سردارحاج حسین رضایی (فرمانده یکی از تیپ های لشکرامام حسین ع ) و اینجانب احمداحمدیان رزمنده واحد ۱۰۶ می باشد
در مراسم سالگرد شهید حاج احمدکاظمی خانواده شهید محمدتقی طاهرزاده را دیدیم که پدر شهید در بستر بیماری بودند عاجزانه برای شفای ایشان از درگاه خداوند متعال طلب سلامتی داریم
در عکس پدر شهید -مادرشهید و برادر شهید را می بینید

| نگاهی به زندگی شهیدحاج احمدکاظمی به بهانه مراسم او در گلستان شهدای اصفهان |
![]() ![]() ![]()
احمد در دوم مرداد ۱۳۳۸ در نجف آباد اصفهان متولد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دیماه سال ۵۸ راهی سوریه شد. او تصمیم داشت همراه با گروههای فلسطینی آموزشهای چریکی را در کنار سازمانهای فعال و مبارز فلسطینی فراگیرد و وارد مبارزه علیه رژیم صهیونیستی شود. اما حوادث کردستان او را مجبور به بازگشت به کشور کرد. حوادث کردستان او را بیقرار کرده بود، لذا بلافاصله جهت یاری رساندن به مردم کردستان وارد کردستان شد و در کنار سرلشکر رحیم صفوی، شهید حسین خرازی، شهید همت، متوسلیان و دیگر برادران سپاه موفق به شکست ضد انقلاب و بازگرداندن امنیت به کردستان شد. |
| نگاهی به زندگی شهیدحاج احمدکاظمی به بهانه مراسم او در گلستان شهدای اصفهان |
|
|
ادامه مطلب...
مراسم روز اربعین ظهر روز اربعین حسینی منزل سردارشهید محمد اعرفی از ساعت ۱۱ صبح با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد دانشمند همراه با نماز ظهر و عصر برگزار میگردد
آدرس: خیابان مدرس کوی باغ سهیل

د




| درجنگ تحمیلی عملیاتهای زیادی انجام شد که اکثر قریب به اتفاق آنها به قسمت اعظم نتایج پیش بینی شده خود دست یافتند، اما در این میان کربلای چهار یک استثناست. |
![]() |
ادامه مطلب...

حتما چفیه هاي سفید یا سیاه، با چهارخانه های ریز و درشت، که رزمندگان در جبهه ها به دور گردن می پیچیدند را دیدی. تا حالا از خودت پرسیدی چفیه چه خاصیت يا خاصيت هايي داشته که اينقد از اون استفاده مي کردن؟ بذار برات بگم:
- چفیه دستمال نخی نسبتاً بزرگی است که: حوله هر رزمنده است و دست و صورت را با آن خشک می کند و حتی بعضی وقتها به کار حوله حمام نیز می آید.
- چفیه بعضی اوقات سفره رزمندگان می شود و چند دلاور، یکدل بر آن سفره ساده ، علی وار می نشینند.
- چفیه همان ملحفه ای است که دیگران به رویشان می کشند ، منتها اینجا اولاً فقیرانه آن ، ثانیاً کوچکتر و به قول خود رزمندگان «از نوع قنداق تاشو»ی آن است.
- چفیه را در تابستان ، آن هنگام که هوا بسیار گرم است با نمی آب به کولری مستضعفانه بدل کرده و با کشیدن آن به رویشان از خنکی اش کام می جویند.
- چفیه در محیطهای پر از گرد و غبار ،سر و صورت دلاوران را در آغوش می گیرد تا حلق آن عزیزان را غبار نگیرد.
- چفیه را می شود به کمر بست و در هنگام انجام کارهای سنگین و حمل مهمات استفاده کرد.
- چفیه، دستگیره برای ظروف داغ روی اجاق است، کلاه و سرپوش است ؛ شالگردنی مستضعفانه است؛
همه اینها است اما.....
- چفیه زیرانداز و سجاده هر دلاوری به هنگام نماز است و هیچ زیراندازی به اندازه چفیه آشنا با دعاهای در سجود زاهدان شب نیست.
- چفیه بعد از ورزش صبحگاهی و در هنگام سر دادن شعار«الیوم ،یوم الافتخار» در دست دلاوران پرچمی می شود در رقص و اهتزاز با آهنگ گامهای بلند رزمندگان که «الیوم، یوم الافتخار».
- چفیه در شب عملیات، اولین باندی است که می توان با آن زخمها را بست و به خدایشان سپرد و به حمله ادامه داد.
- چفیه تنها چیزی است که اشکهای رزمندگان در دعا و مناجات را پاک می کند و آمار اشکها را در دل دارد. او محرم اسرار عابدانه هر دلاوری است .
- چفیه در بعضی موارد حتی کفن می شود و جسم سوخته و تکه تکه رزمندگان را در خود جای می دهد و به رسم امانت نگه می دارد.
و بالاخره:
این چفیه است که فردای قیامت چون شاهدی صدیق بر رزم هر رزم آوری گواهی خواهد داد.
پس:
«چفیه را به رسم امانت و یادگاری از هیچ دلاوری برمگیرید و گرنه از ثروتی عظیم محرومش می کنید.»
شهید غلامرضا عارفیان

|
|
|
تشییع پیکر ۸۰ شهید در ۱۸ استان کشور همزمان با ایام شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) ۲۸ , ۲۹ آذرماه مصادف با چهارم و پنجم صفر، پیکرهای ۸۰ شهید دوران دفاع مقدس در ۱۸ استان کشور تشییع و خاکسپاری خواهند شد. به گزارش خبرگزاری مهر، بنابر اعلام کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ، این شهدا مربوط به عملیات های والفجر ۸، خیبر، بدرف ثارالله ، محمدرسول الله و تک دشمن در سال ۶۷ که در مناطق عملیاتی فاو، جزیره مجنون، قصر شیرین، نوسود، ابوغریب و شرهانی کشف گردیده اند. |
ادامه مطلب...
«مجيد سوزوکي» اصفهانيها که بود؟
ادامه مطلب...
همه كاروهمه چيز فقط براي خدا
اشهد وان لا اله الا الله و اشهدوان محمد رسول الله و اشهدوان علي ولي والله وصيت نامه گ2 عزيز الله شاملو در مورخه 10/7/1359 :
جوانان عزيزم اميد من به شماست با يك دست قرآن وبا دست ديگر سلاح برداريد و دشمنان قسم خورده ي اسلام وميهن اسلامي را نابود كنيد واسلام را حفظ كنيد . امام خميني ((جانم بفدايش)).
((بسم رب شهدا و صديقين))
عزیز الله شاملو اولین فرمانده دلاور واحد۱۰۶ لشکرامام حسین ع
ادامه مطلب...
|
جلسه هیات رزمندگان واحد ۱۰۶ لشکرامام حسین (ع) |
آخرين شناسايي
هوا سرد سرد بود . از سوزش سرما که تا مغز استخوانهايم فرو رفته بود ، بالا و پايين ميپريدم که برادرم حسن صدايم زد : محمد…. محمد….. با چشمان گشاده شده و دهان باز نگاهش کردم . مانده بودم آن همه تحمل را از کجا آورده و چه وقت ميخوابد ! از روزي که به منطقه آمده بودم ، شبي نبود که بيدار نمانده باشد.
ادامه مطلب...
یادواره شهدای منطقه ملک شهر در تاریخ ۱۶آذر۱۳۹۱ در مسجداعظم ملک شهر برگزار می گردد در این یادواره قرار است از دلاوری های رزمنده واحد۱۰۶ شهید حمیدرضا امیرخانی تقدیر شود باتشکراز دست درکاران یادواره برای همه کسانی که تلاش می کنند یاد وخاطره ی شهدا در جامعه زنده بماند تقدیر می شود
مراکشت خاموشی لاله ها دریغ از فراموشی لاله ها
کجارفت تاثیرسوز دعا کجایند مردان بی ادعا
کجایندشورآفرینان عشق دلیرمردان پیکار عشق
همانان که از وادی دیگرنند همانان که گمنام و نام آورند
|
جلسه هیات رزمندگان واحد ۱۰۶ لشکرامام حسین (ع) 30 آذر1391 آدرس شهرستان درچه خیابان نواب صفوی تقاطع اول سمت راست |

![]()
![]()
![]()
![]()
به یادهمسنگرانی که دراصفهان تشیع گردیدند.
برادرجانباز احمدیان در مراسم تشیع در شهرک ملک شهر و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان حین اجرای برنامه
خوشا یاس هایی كه بی سر شكفتند
به امواجی از خون شناور شكفتند
خوشا شب شكن های بی انتهایی
كه در فصل خونین خنجر شكفتند
همان ها كه در لحظه های غریبی
چو فانوسی از لاله پرپر شكفتند
كسانی كه در بستر سرخ آتش
ز پژواك باران سراسر شكفتند
درآن التهاب عطش زا، چه ستوا
چو مولای ببریده حنجر شكفتند
زمین قاب می كرد تصویرشان را
زمان كه در بهت سنگر شكفتند
سبك بال و آرام در كهكشان ها
به آیین بال كبوتر شكفتند
یادشان گرامی باد
|
آدرس جلسه رزمندگان واحد106 لشکرامام حسین (ع) یادبود شهدای عملیات ثامن الائمه (آزادسازی حصرآبادان) ازدوستان رزمنده تقاضامندیم اطلاع رسانی انجام گردد |
27 مهرماه 1391 یادبود شهید مهدی یخچالی :
اصفهان رهنان خیابان هاشمی نژاد بعدازکلانتری 25 خیابان چمران نرسیده به مسجدالرسول تلفن 09131154146
شیطنت حاج همت برای شادکردن بچه ها
در جبهه یک شرایطی پیش می آمد که بچه ها بی حوصله می شدند مثل عدم موفقیت در عملیات ، شهدا و مجروحین زیاد و ... در میان بیشتر از همه برای حفظ روحیه ی نیروها ، فرمانده هان احساس مسئولیت می کردند در این خاطره حاج همت خودش شخصا ً برای شاد کردن بچه ها اقدام کرده...
بچه ها کسل بودند و بی حوصله. حاجی سر در گوش یکی برده بود و زیر چشمی بقیه را می پایید.
انگار شیطنتش گل کرده بود.

عراقی آمد تو و حاجی پشت سرش.
بچه ها دویدند دور آن ها.حاجی عراقی را سپرد به بچه ها و خودش رفت کنار.
آنها هم انگار دلشان می خواست عقده هاشان را سر یک نفر خالی کنند، ریختند سر عراقی و شروع کردند به مشت و لگد زدن به او.
حاجی هم هیچی نمی گفت.
فقط نگاه می کرد. یکی رفت تفنگش را آورد و گذاشت کنار سر عراقی.
عراقی رنگش پرید و زبان باز کرد که:" بابا، نکشید! من از خودتونم."
و شروع کرد تند تند، لباس هایی را که کش رفته بود کندن و غر زدن که: " حاجی جون، تو هم با این نقشه هات. نزدیک بود ما رو به کشتن بدی. حالا شبیه عراقی هاییم دلیل نمی شه که..."
برای خوندن بقیه به ادامه مطلب مراجعه شودادامه مطلب...
به گزارش مشرق، سردار "جعفر جهروتیزاده" از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس در کتاب خاطرات خود با عنوان «نبرد در الوک» چگونگی شهادت حاج محمدابراهیم همت را در ۱۷ اسفند ۶۲ در عملیات خیبر و در جزيره مجنون اين گونه توصيف کرده است:
یک سه راهی به نام سه راهی مرگ بود که هرکس میرفت محال بود بتواند از آن عبور کند. حاج همت به مرتضی قربانی، فرمانده لشکر۲۵ کربلا گفت: یکی دو نفر را بفرستند خبر بیاورند تا ببینم اوضاع چه شکلی است. قربانی گفت: من هیچ کس را ندارم، هرکس را فرستادم رفت و برنگشت. حاجی سری تکان داد و راه افتاد سمت جزیره. قبل از راه افتادن جملهای گفت که هیچ وقت یادم نمیرود: «مثل اینکه خدا ما را طلبیده».
بعد از رفتن حاجی من با یکنفر دیگر راه افتادم سمت جزیره و آمدیم داخل خط. عراقیها هنوز به شدت بمباران میکردند. رفتیم جایی که نیروها پدافند کرده بودند. وضعیت خیلی ناجور بود. مجروحان زیادی روی زمین افتاده بودند و یا زهرا میگفتند و صدای نالهشان بلند بود. سعی کردیم تعدادی از مجروحان را به هر شکلی که بود بفرستیم عقب.
جنازه عراقیها و شهدای ما افتاده بودند داخل آب و خمپاره و توپ هم آنقدر خورده بود که آب گل آلود شده بود. بچهها از شدت تشنگی و فقر امکانات، قمقمهها را از همین آب گل آولد پی میکردند و میخوردند. حاج همت با دیدن این صحنه حیلی ناراحت شد. قمقمه بچهها را جمع کرد و با پل شناور کمی رفت جلو و در جایی که آب زلال و شفاف بود آنها را پر کرد و آمد. تو خط درگیری به شدت ادامه داشت. عراق دائم بمباران میکرد. ما نمیتوانستیم از این خط جلوتر برویم. حاج همت به من گفت: شما بمان و از وضع خط مطلع باش. بیسیم هم به من داد تا با عقبه در ارتباط باشم و خودش برگشت عقب.
وقتی حاجی در حال بازگشت به طرف قرارگاه بوده تا در آنجا فکری به حال خط مقدم بکند در همان سه راهی مرگ به شهادت میرسد. پس از رفتن حاج همت به سمت عقب یکی دو ساعتی طول نکشید که خط ساکت شد. همان خطی که حدود یک ماه لحظهای درگیری در آن قطع نشده بود و این سبب تعجب همه شد. ما منتظر ماندیم. گفتیم شاید باز هم درگیری آغاز شود.
صبح فردا هوا روشن شد اما باز هم از حمله دشمن خبری نشد. اطلاع نداشتیم که چه اتفاقی افتاده است. بیخبر از آن بودیم که در جزیره سری از بدن جدا شده و حاج همت بیسر به دیدار محبوب رفته و دستی قطع شده همان دستی که برای بسیجیان در خط آب آورد. جزیره با شهادت حاجی از تب و تاب افتاد. بالاخره زمانی که اطمینان حاصل شد از حمله عراقیها خبری نیست، تصمیم گرفتم به عقب برگردم.
در حالی که به عقب برمی گشتم در سه راهی چشمم به پیکر شهیدی افتاد که سر در بدن نداشت و یک دست او نیز از بدن قطع شده بود. از روی لباسهای او متوجه شدم که پیکر مطهر حاج همت است اما از آنجا که شهادت ایشان برایم خیلی دردناک بود همان طور که به عقب میآمدم خود را دلداری میدادم که نه این جنازه حاج همت نبود. وقتی به قرارگاه رسیدم و متوجه شدم که همه دنبال حاجی میگردند به ناچار و اگر چه خیلی سخت بود اما پذیرفتم که او شهید شده است.
شب همان روز بدن پاک حاجی به عقب برگشت و من به قرارگاه فرماندهی که در کنار جاده فتح بود رفتم. گمان میکردم همه مطلع هستند اما وقتی به داخل قرارگاه رسیدم متوجه شدم که هنوز خبر شهادت حاجی پخش نشده است. روز بعد متوجه شدم که جنازه حاجی در اهواز به علت نداشتن هیچ نشانهای مفقود شده است. من به همراه شهید حاج عبادیان و حاج آقا شیبانی به اهواز رفتیم. علت مفقود شدن جنازه حاج همت نداشتن سر در بدن او بود.
چند روز قبل از شهادت حاج عبادیان مسؤول تدارکات لشکر یک دست لباس به حاجی داده بود و ما از روی همان لباس توانستیم حاجی را شناسایی کنیم و پیکر مطر ایشان را به تهران بفرستیم. پس از فروکشکردن درگیریها به دو کوهه و از آنجا هم برای تشییع جنازه شهید همت به تهران رفتیم. پس از تشییع در تهران جنازه شهید همت را بردند به زادگاهش «شهرضا» و در آنجا به خاک سپردند. البته در بهشت زهرا نیز قبری به یادبود او بنا کردند.»

دراین جلسه یادشهدای عملیات رمضان در سال ۱۳۶۱ را گرامی میداریم و جلسه را به یاد شهیدان واحد ۱۰۶ در این عملیات برگزارمی نمایم
|
آدرس : خیابان کاوه نبش خیابان غرضی شهرک میلادکوچه شقایق 9 پلاک 86 |
ادامه مطلب...
خداوند به همه عزاداران اباعبداله توفیق زیارت حرم آقا را در عتبات عالیات را انشااله عطا بفرماید.
























منزل حاج علی صادقی برگزار میگردد: ۷ دی1391 آدرس شهرستان درچه خیابان نواب صفوی تقاطع اول سمت راست
منزل حاج علی صادقی برگزار میگردد: 

